رابطه موفقیت تحصیلی و شغلی (دکتر مصطفی شهداد)

رابطه موفقیت تحصیلی و شغلی (دکتر مصطفی شهداد)

رابطه موفقیت تحصیلی و شغلی (دکتر مصطفی شهداد)

 

موفقیت تحصیلی چیست؟


برخی از دانش آموزان وارد شدن و یا قبول شدن در رشته تحصیلی خاص،برخی پذیرفته شدن در دانشگاهی خاص، برخی کسب رتبه کنکور دلخواه و برخی ادامه تحصیل در تحصیلات تکمیلی را به عنوان موفقیت تحصیلی بر میشمارند.ا
موفقیت در همه زمینه ها رویدادی نسبی است و هر شخصی ممکن است به بخشی از آنچه هدف و آرمان خود تعیین کرده برسد.کسی نمیگوید کاملا موفق است یا اصلا موفق نیست چون ممکن است در برخی موضوعات و دربرخی برهه های زمانی احساس موفقیت و پیشرفت بیشتری وجود داشته باشد و در برخی شرایط نیز موفقیت کمتر.
موفقیت تصادفی نیست و بزرگترین عامل موفقیت قرار گرفتن در یک مسیر درست است .موفقیت عامل های زیادی دارد که برای رسیدن به آن، باید به تک تک عامل ها توجه کرد که در مقالات بعدی به آن اشاره خواهیم کرد.
چه رابطه ای بین موفقیت تحصیلی و موفقیت شغلی وجود دارد؟
با فرض اینکه افراد هدفشان را درست انتخاب کرده باشند ،آیا کسب موفقیت تحصیلی می تواند موفقیت شغلی شخص را تضمین کند ؟
ممکن است در برخی موارد( البته نه به صورت شانسی ) بواسطه انتخاب ها و تصمیمهای هوشمندانه و با برنامه ریزی قبلی موفقیت تحصیلی به موفقیت شغلی منجر شود اما موفقیت تحصیلی لزوما موفقیت شغلی را تضمین نمی کند .
نمونه بارزاین جمله را میتوانید در رابطه بین کسب و کار با تحصیلات افراد در اطرافیان ، بستگان و خانواده خود جستجو کنید
میتوانید افرادی که زمینه های غیر مرتبط با تحصیل خود مشغول فعالیت هستند ، افراد تحصیل کرده ای که بیکار هستند ، افرادی که در مقاطع تحصیلی بالاتر دنبال تغییر رشته هستند و نیز افرادی که بعد از تحصیلات در دانشگاه به دنبال تحصیل مجدد در رشته دیگری هستند و می خواهند از صفر شروع کنند مورد مطالعه قرار دهید.
مطمعن باشید که این افراد فاقد هوش و استعداد نبوده اند وبر اساس رهنمود های مدرسه ، اولیا و بر اساس علاقمندی خود انتخاب رشته انجام داده اند.
البته انتخاب رشته تحصیلی و شغلی بر اساس علاقمندی بسیار خوب است به شرطی که اطلاعات کاملی از وضعیت تحصیلی و شغلی آن فیلد داشته باشیم و ثانیا درایران زندگی نکنیم. درکشور ایران ما توصیه می کنیم که افراد به دنبال اهداف و آرمانهای خود از طریق مشاغلی که میتواند آن اهداف را محقق کند باشند و به علاقمندی های خود در خارج از تحصیلات آکادمیک و کسب و کار خود بپردازند مگر اینکه در آینده بتوانند در زمینه علاقمندی خود جایگاه شغلی خوبی کسب کنند و پس از اطمینان از موفقیت، تغییر رشته به رشته مورد علاقه خود بدهند .
فراموش نکنیم در رشته های مورد علاقه ما هزاران نفر فارغ التحصیل بیکار که با علاقه وارد آن رشته شده اند وجود دارد. توجه کردن کردن به علاقمندی ها بطور چشمگیری میتواند احساس لذت و رضایت درونی ایجاد کند اما به شرطی که ما را به هدفمان برساند و یا ما را به هدفمان نزدیکتر کند . به عنوان مثال اگر شخص به یک رشته هنری علاقمند باشد وخودش و اطرافیانش هم از انجام این هنر لذت ببرند و بخواهد تحصیلات آکادمیک و شغلش هم مرتبط با این هنر باشد، اما ادامه دادن این هنربه هر علتی نتواند در آینده جایگاه اجتماعی،شغلی،مالی،استقلال و رضایت را به همراه داشته باشد آنگاه این انتخاب بر اساس علاقمندی نمیتواند انتخاب درست و هوشمندانه ای باشد.
مشکل اصلی دانش آموزان،دانشجویان و فارغ التحصیلان این است که افراد از ابتدا درست هدایت نمیشوند و اصلا نمی دانند برای چه درس میخوانند واغلب دچار روز مرگی هستند و تصور میکنند تحصیل کاری هست که همه باید انجام دهند ، معنی واقعی هدف را نمی دانند، نمی دانند دقیقا برای چه چیزی تلاش می کنند، وقت ،انرژی، زمان و جوانی را صرف چه می کنند!! آنوقت ما چه انتظاری باید داشته باشیم که حتی همان تحصیل را هم با جدیت و اصولی انجام دهند؟!!!. چرا باید کاری را با جدیت انجام بدهیم که حتی از لزوم و اهمیت و دلیل انجام ان اطلاعی نداریم؟
سعی کنیم قبل از بدست آوردن نمره خوب،رتبه خوب،تراز خوب، دانشگاه خوب ، رشته تحصیلی و ...
بیندیشیم که چرا قرار است اینها را بدست بیاوریم تا از آندسته از افرادی نباشیم که بعد از بدست آوردنشان متوجه شویم که مسیر را کلا اشتباه آمده ایم و این چیزی نیست که دنبالش بودیم .
موفقیت شغلی فاکتورها و عوامل متعددی داردکه قبل از اینکه وارد رشته تحصیلی خاصی شویم بهتر است با یک راهنما و متخصص مشورت کنیم و اگر وارد رشته ای شدیم یا فارغ التحصیل شده ایم میبایست بررسی شود که چه روش هایی برای موفقیت در رشته مورد نظر وجود دارد وآیا نیاز به تغییر رشته و تغییر مسیرداریم؟
در مقاله دیگری به شرایط مجاز تغییر رشته یا تغییر شغل میپردازیم و میبینیم این تغییر برای چه کسانی مناسب و برای چه کسانی گزینه مناسبی نیست.